الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

581

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

مردم كوفه تو را تحريك كنند پس وادار به قيام نيامند ! من از عايشه خواستم وقتى كه مردم اذن دهد تا مرا در خانهء او ( ! ) كنار قبر رسول‌خدا صلى الله عليه و آله دفن كنند و او پذيرفت و نمىدانم شايد اين پذيرش وى به خاطر شرمى بوده است كه او از من داشت بنابراين وقتى كه من مردم از او اين درخواست را بكن ! اگر موافق بود پس مرا در خانه او ( ! ) دفنم كن ! و من گمان نمىبرم كه با تو مخالفت كنند ولى اگر مخالفت كردند نبايد با آن‌ها در اين‌باره درگير شوى مرا در قبرستان بقيع دفن كن ، كه در اين رفتار ما را اسوه‌اى است ! پس چون حسن عليه السلام دنيا را وداع گفت ، حسين عليه السلام نزد عايشه آمد و از او خواست تا جنازهء برادرش را كنار قبر پيامبر دفن كنند او نيز با احترام پذيرفت ولى خبر به مروان رسيد ، گفت : او و او دروغ گفته‌اند ! به خدا سوگند كه هرگز نبايد در آن‌جا دفن شود ، آن‌ها عثمان را از اين كه در اين مقبره دفن شود منع كردند ، اكنون مىخواهند حسن را در خانهء عايشه دفن كنند ! اين خبر به حسين رسيد پس او و همراهان مسلح شدند و خبر به مروان رسيد او نيز غرق آهن شد و ابوهريره از جريان اطلاع يافت و گفت : به خدا سوگند كه اين چيزى جز ستم نيست كه حسن را از دفن شدن كنار پدرش جلوگيرى كنند ، به خدا قسم كه او پسر رسول خداست . سپس نزد حسين عليه السلام رفت و با او سخن گفت و او را به خدا